أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

93

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

قطعه گردن چرا نهيم جفاى زمانه را * منّت چرا كشيم به هر كار مختصر دريا و كوه را بگذاريم و بگذريم * سيمرغ‌وار زير پر آريم خشك و تر يا بر مراد بر سر گردون نهيم پاى * يا مردوار در سر همّت كنيم سر غافل از آن‌كه نخل سعادت ابد پيوندى كه آب از چشمه‌سار « ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى » « 1 » خورده و در زمين آسمان قرين « انا النبىّ لا كذب عن نسل عبد المطّلب » « 2 » به خوبتر هوايى پرورده با خاربنى كه به شورابهء ديدهء ستم‌ديدگان بالا كشيده و در زمين جهالت و طغيان به آه مظلومان به اين مرتبه رسيده چگونه قرين تواند شد و بر مسند سلطنت هم‌نشين تواند گشت و با اين همه : قطعه [ 116 ] در سلطنت خيال دويى به قرار ملك * باشد چو فكر كوته مشرك حكايتى يك ذات را در دو سايه ز نورى بود محال * وز جانب خلاف نيابى روايتى كوته كنم حديث كه در كار مال و ملك * غوغا بود دو پادشه اندر ولايتى و چون آنچه مكنون ضمير آيينهء شئون حضرت بود نوبت ديگر از فحواى كلام امراى عظام در كانون دل سلطان حسين راه يافت درين باب مبالغه ننموده خاطر بر آن قرار دارد كه آن حضرت را بىاختيار توقيف نمايد ضميرش از آن معنى فارغ كه آفتاب جهانتاب كه بر مقتضاى « وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها » « 3 » قصدش عالم‌گيرى است به التماس افسردگان زمين از سر ننشيند و ماه گيتىپيماى كه به حكم « وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ » « 4 » مقصدش طىّ مراحل است به استعداى پژمردگان كسى او را در توقيف نبيند .

--> ( 1 ) . نجم ( 53 ) آيهء 17 . « چشم خطا نكرد و از حدّ درنگذشت » . ( 2 ) . الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 411 ، رقم 2683 . ( 3 ) . يس ( 36 ) ، آيهء 38 . « و آفتاب به سوى قرارگاه خويش روان است » . ( 4 ) . همانجا ، آيهء 39 . « و براى ماه منزلهايى مقرر كرديم » .